چیدمان خانه ام این شکلی است
عکس تو ،دیوار و میز و پنجر ه
پنجره باز و منم در پشت میز
هی فقط سیگار و سیر خاطره ...
این ها را که می خواند حس می کردم
شعر روحم را نوازش می کند
دلم می خواست هیچ وقت تمام نشود این احساس ناب
در میان همه ی ماده های قانونی
شعر چیزی است که مرا به رویا می برد
و چشم هایم را که می بندم پاریس اولین چیزی است
که در رویاهایم می بینم
دلم برای سنتورم هم تنگ شده
دلم شعر می خواهد
برچسب: استاد شعر,استاد شعرباف,استاد شعر طنز,استاد شهریار,استاد شعر نو,شعرهای استاد شهریار,شعر استاد شهریار,شعر استاد ایرج میرزا,شعر استاد و شاگرد,شعر استاد یاحا کاشانی,
نویسنده: محمد احمدی